bargfroosh bargfroosh .

bargfroosh

حلال و حرام

شیخی پای منبر در مورد حلال و حرام صحبت میکرد و می گفت :

روزی سه تا دزد به خونه یک تاجر دینداری زدند و کلی پول و سکه رو روی خر صاحبخونه گذاشتن و زدن بیرون!!

تو مسیر دوتاشون دسیسه چیدن که سومی رو بکشن تا سهمشون بیشتر بشه و همین کارو هم کردن!!

بعدش آب و غذایی خوردن و باز راه افتادن که یه دفعه یکیشون خنجر کشید و رفیق دومیش رو هم کشت!!

شب که شد دزد آخر دلدرد شدیدی گرفت و بر اثر سمی که شریک قبلیش در غذایش ریخته بود ، مُرد!!

الاغ که تنها مانده بود ، راه صاحبخونه را در پیش گرفت و بهمراه مال به خانه تاجر دیندار برگشت...
این یعنی مال حلال به صاحبش برمیگردد!!

مردم پای منبر صلواتی بلند فرستادند که ، معتادی بلند شد و گفت:
ای شیخ!
تمام دزدا که مردند، پس جریان رو کی واستون تعریف کرده! خره!

بعد از آنروز دیگر کسی شیخ را ندید...


برچسب: حلال و حرام، شیخ،
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ شهریور ۱۳۹۹ساعت: ۱۰:۴۳:۲۸ توسط:tina rezaie موضوع: نظرات (0)