bargfroosh bargfroosh .

bargfroosh

داستان_واقعی_زیبا

#داستان_واقعی_زیبا

سه مسافر به کشور ایتالیا(روم) رفتند. آنها با پاپ ملاقات کردند. پاپ از مسافر اول پرسید: «‌چند روز دراینجا می مانی؟‌»‌
مسافر گفت: ‌«سه ماه.»
پاپ گفت: «‌پس خیلی جاهای روم را می توانی ببینی؟‌»
مسافر دوم در پاسخ به سئوال پاپ گفت:‌ «من شش ماه می مانم.»
پاپ گفت:‌ «پس تو بیشتر از همسفرت می توانی روم را ببینی.»
مسافر سوم گفت: «من فقط دو هفته می مانم.»
پاپ به او گفت:‌ «‌تو از همه خوش شانس تری. زیرا می توانی همه چیز این شهر را ببینی.»

مسافرها تعجب کردند !! زیرا متوجه پاسخ و منطق پاپ نشدند!!!

☝️توضیح :
تصور کنید اگر 1000 سال عمر می کردید،‌ متوجه خیلی چیزها نمی شدید ‌زیرا خیلی چیزها را به تاخیر می انداختید. اما از آن جایی که زندگی خیلی کوتاه است، نمی توان چیزهای زیادی را به تاخیر انداخت.
تصور کنید اگر کسی به شما می گفت فقط یک روز از عمرتان باقی است، چه میکردید؟ ‌آیا به موضوعات غیر ضروری فکر میکردید؟ نه، ‌همه آنها را فراموش می کردید. عشق می ورزیدید، مراقبه می کردید‌ زیرا فقط 24 ساعت وقت داشتید و موضوعات واقعی و ضروری را به تاخیر نمی انداختید.


آدم ها وقتی فرصت زیاد در اختیار داشته باشند قدر لحظه های عمرشون رو نخواهند دانست...
👌آیا شما متوجه سخنان پاپ شدید؟؟؟

 


گروه مباحث علمی و اعتقادی


این گروه به منظور ارتقاء سطح دینی و اعتقادی مردم در قالب بحث،مناظره ، پرسش و پاسخ و...تشکیل شده. لطفا جهت ترویج مسائل دینی و اعتقادی، لینک گروه رو برای اشنایان خود بفرستید.


برچسب: داستان، واقعی، زیبا،
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۴ شهریور ۱۳۹۹ساعت: ۰۶:۰۹:۳۷ توسط:tina rezaie موضوع: نظرات (0)